یادداشتی در موضوع استان شدن کاشان ... حسین قطنی باف
تکلیف روشن شد . رئیس جمهوری دیروز در جمع مردم کاشان آب پاکی را روی دست همه ریخت و تکلیف " استان کاشان " را برای همه روشن کرد . با این که میزبانان رئیس جمهوری در کاشان به انحای مختلف و به لطایف الحیل در دو برنامه افتتاح کارخانه سایپا و سخنرانی در میدان جهاد ، در صدد برآمدند تا نوید " استان شدن کاشان " را از زبان رئیس جمهور بشنوند ولی دکتر احمدی نژاد با شنیدن شعارها و اصرارهای کاشانی ها باز نظر خود ( در سفر قبل به کاشان ) را تکرار کرد و قوانین موجود در این زمینه و کمبود جمعیت شهرستان را مانع استان شدن کاشان دانست و حل آن را به اصلاح قوانین مربوط در مجلس شورای اسلامی مشروط کرد . البته رئیس جمهور در ادامه مواضع تازه خود در مورد جمعیت کشور ، یکی دیگر از راههای استان شدن کاشان را افزایش جمعیت این شهرستان دانست . به نظر می رسد با سخنان روشن رئیس جمهور در کاشان ، تاریخ مصرف نقل قول ها و شنیده ها و گفته هایی که در این زمینه ، گاه از طرف وی بیان می شد پایان یافت و خود رئیس جمهوری بطور رو در رو ، راه حل این موضوع را برای مردم کاشان تبیین کرد . اکنون هم مسئولان و هم مردم کاشان به دور از تعصبات " اصفهان بیزاری " باید در موضوع " استان کاشان " تفکر کنند . مسئولان محترم اجرایی با معیارها و ضوابط ارتقای یک شهرستان به استان به خوبی واقفند همچنان که تا به حال نیز از آن آگاه بوده اند اما این سئوال مطرح است که چرا همانطور که مسئله " استان شدن کاشان " را به دهان مردم انداخته اند ، پاسخ این مسئله را به مردم نداده اند ؟! واقعیت این است که بسیاری از مردم کاشان شاید چرایی استان شدن کاشان را بدانند ولی از چگونگی و شرایط و ضوابط آن اطلاع چندانی ندارند . این که دائم ذکرگونه " استان کاشان " را تکرار کنیم بی آن که منطق و استدلال قانونی و پذیرفتنی برای آن داشته باشیم ، خوشایند نیست و چه بسا بر همین اساس بدهکار هم بشویم . البته این بدان معنا نیست که کاشان شایستگی استان شدن را ندارد بلکه همانطور که آقای احمدی نژاد هم گفت « کاشان شایسته استان شدن است » اما باید پذیرفت استان شدن شرایط و ضوابطی دارد که مردم کاشان باید آن را بدانند و آگاه سازی مردم هم به عهده مسئولان و رسانه هاست . خدای را شاکریم که کاشانی ها ، مردمی نجیب و قانع و ولایتمدارند که اگر چنین نمی بود طرح استان شدن کاشان آن هم از زبان مسئولان محلی پیامدهایی ... می داشت . نکته دیگری که در این موضوع باید به آن اشاره کرد این است که در کشور ما فقط کاشانی ها نیستند که خواهان استان شدن شهرستانشان هستند ؛ چند شهرستان دیگر ایران نیز با کاشان همدردند . حتی صاحب منصبان ذی نفوذی در قوای مقننه و مجریه دارند ولی با این حال هنوز نتوانسته اند به خواسته خود برسند . از جمله این شهرستان ها بروجرد است ، بروجردی ها نیز ، مرکزیت خرم آباد را بر نمی تابند و در ذهنشان چند شهر از استان های همجوار لرستان را به شهرشان ملحق کرده اند و در خیال تشکیل استانی با نام زاگرس هستند . دیگری ، لاری ها هستند که آنها نیز به پشتوانه چند شهر کوچک و بزرگ جنوب استان فارس و قدمت کهن خود از گذشته های دور در اندیشه لارستان بزرگ هستند . مازندرانی های غرب این استان نیز به همین منوال خواهان تشکیل استانی در غرب مازندران هستند . جیرفتی ها نیز سالهاست خواهان جدایی از استان پهناور کرمان هستند ( و گفتنی است استان البرز که در چند سال گذشته حرف آن در مجلس و دولت هست هنوز تشکیل نشده است ) ... پس باید این واقعیت را پذیرفت که اگر دولت یا مجلس بخواهند در این زمینه برای کاشان تخفیف قانونی قائل شوند به یقین فردای آن روز باید پاسخگوی بروجردی ها ، لاری ها ، رامسری ها و جیرفتی ها نیز باشند ... بنابر این مسئولان محترم و مردم عزیز کاشان ضمن پذیرش این واقعیت ، باید تدبیر کنند و طریق قانونی استان شدن کاشان را بیابند . گرچه به کاربردن اصطلاح " استان کاشان " در پلاکادرها و گفته ها و سرصفحه نامه ها و فهرست برخی پایگاههای اینترنتی و ... به نوعی خواسته به حق مردم کاشان را رسانه ای و فراگیر کرده است اما کاش مسئولان محترم یک پایگاه رسمی اینترنتی مختص " معرفی توانمندی های اقتصادی ، جغرافیایی ، کشاورزی ، صنعتی ، علمی ، آموزشی ، فرهنگی ، اجتماعی ، تاریخی ، امنیتی ، مذهبی ، گردشگری و ... منطقه شمال استان اصفهان به ویژه شهرستان کاشان " ایجاد می کردند ( گو این که در " دانشنامه آزاد ویکی پدیا " در اینترنت صفحه ای تحت عنوان " استان کاشان " ایجاد شده که نوشتار آن خرد است و باید آن را گسترش داد ) تا در این رسانه ، همه علاقمندان به تشکیل استان کاشان در وهله اول ، توانمندی های منطقه شمال استان اصفهان را به رخ بکشند و سپس چرایی و چگونگی تشکیل استان جدید کاشان را نیز مطرح و برای آن معادله ای طرح کنند . حرف آخر این که کاشان ما به خودی خود نامدار هست و مسئولان این شهر با زحمات و پیگیری های خود نشان داده اند که به دنبال افزودن پیشوندی در کنار نام این شهر نیستند بلکه هدفشان توسعه و رشد همه جانبه کاشان در رهگذر استان شدن این منطقه است . همین بس که در محافل عمومی ، کاشان را ، شهر شاعران و دانشمندان و علمای بزرگ می شناسند ، شهر تمدن هفت هزارساله می نامند ، موطن مردم مومن و ولایتمدار می خوانند ، آن را یکی از قطب های صنعتی ایران قلمداد می کنند ، مراکز دانشگاهی و حوزوی اش را می ستایند و اکنون با افتتاح کارخانه سایپا ، کاشان ما را قطب تولید خودرو در خاورمیانه می شناسند پس چه نیاز به پیشوند ؟! باید با همت و کار مضاعف همگانی در کنار پیمودن راه استان کاشان ، شهرستان کاشان را به قله های پیشرفت و تعالی برسانیم تا آن گاه همه ایرانیان لقب " استان " را هم برای کاشان کم بدانند . به امید آن روز